دلایل اضطراب جدایی در کودکان در روزهای اول ورود به مهدکودک

تکنیکها و راههای برطرف کردن آن:

اضطراب جدایی شایع ترین اختلال اضطرابی در کودکان است و عدم توجه به درمان این اختلال در سنین پایین می تواند عاملی برای سایر اختلالات روانی در کودکی و بزرگسالی باشد.کودکان در بیشتر مراحل و در سطوح گوناگون رشد، اضطراب واقعی یا واقعیت جدایی از والدین را تجربه می کنند و علائمی در این زمینه بروز می دهند. بنابراین موضوع کاملا طبیعی است. کودکی بی دفاع نسبت به واردشدن به یک محیط جدید و ناآشنا و جدایی از کسانی که از او مراقبت می کنند و به او توجه دارند به شکلی طبیعی واکنش نشان می دهد. این واکنش در سطوح مختلف کم و زیاد خود را بروز می دهد. برخی از کودکان به راحتی محیط جدید را می پذیرند و برخی کمی بهانه گیری می کنند اما پس از چند دقیقه یا چند ساعت یا حتی چند روز محیط جدید را قبول کرده و عادت می کنند. اما گاهی بهانه گیری ها و گریه های یک کودک از حد معمول خارج می شود و می توان به راحتی ترس و اضطراب او را دید و تشخیص داد که از یک غر زدن و بهانه گیری معمولی فراتر است. گاهی حتی کودکان در روزهای اول حضور در مهد علائم و تغییرات فیزیکی و روحی خاصی را در خانه و در طول بعد از ظهر و شب از خود بروز می دهند که تا قبل از ورود به مهد وجود نداشت. در اینگونه موارد والدین و مربیان باید با صبوری در مورد کودک برخورد کرده و شرایطی را فراهم کنند که کودک با گذشت زمان نسبت به محیط جدید اعتماد پیدا کرده و جذب مهدکودک شود.

اضطراب جدایی:

دلیل اضطراب اغلب کودکان می تواند اضطراب خود مادر و یا وسواس و نگرانی و سخت گیریهای پدر باشد.به منظور درمان اضطراب جدایی در ابتدا باید موارد اضطراب والدین را به موازات بروز این مسئله شناسایی و بهبود بخشید.گاهی والدین به دلیل استرسهای فردی خودشان ممکن است ترس بیمارگونه ای نسبت به فرزند خود داشته و این استرس را به او نیز منتقل کند.به طور معمول در صورتی که والد فردی آرام شناخته شود ترس زیادی به کودک وی منتقل نخواهد شد.

وابسته کردن کودک به محیط خانه و بزرگ کردن او در فضای امن و کوچک خانواده بزرگترین اشتباه در قرن 21 است.بنابراین باید پدر و مادر باورهای خود را نسبت به محیط مهدکودک تغییرداده و از قرار گرفتن کودک در محیطی پر از همسالان ترس و واهمه ای به دل راه ندهند.والدین مضطرب ناخواسته حمایتهای بی اندازه و مراقبت ها و توجهات بیش از حد و افراطی نسبت به کودک خواهند داشت و این کار در طولانی مدت احساس امنیت را در کودک از بین برده و باعث وابستگی بیش از حد کودک به والدین حتی در سنین بالاتر خواهد شد.

اغلب مادران سوال میکنند که چرا کودک من تا این حد وابسته است.در حالیکه مشخص می شود این مادر است که بیش از حد به کودک خود وابسته است.بنابراین منشا بسیاری از مشکلات و اضطرابهای کودک را باید در حساسیتهای والدین جستجو کرد و این کاملا طبیعی است که کودک جدایی را نپذیرد.

اما نکته مثبت و خبر خوب اینکه والدین هر زمان که بخواهند میتوانند این مشکل را برطرف کرده و تاثیرات آن روی کودک را نیز از بین ببرند.

اگر قصد دارید که کودک خود را به مهد بفرستید باید کم کم وسایل سرگرم کننده و اسباب بازی های او را در محیط خانه محدود کنید زیرا اگر کودک در خانه انبوهی از کتابها، اسباب بازیها، فیلم و کاتونهای سرگرم کننده و تفریحی را در اختیار داشته باشد، مطمئنا فضای خانه را به مهد ترجیح خواهد داد و از فعالیتهای درون مهد لذتی نخواهد برد.

کودک را در خانه مرکز توجه قرار ندهید…عدم وابستگی کودک را در خانه تمرین کنید و بعد اورا به مهد منتقل کنید.زیرا اگر کودک در خانه و در بین اعضای خانواده مدام مرکز توجه باشد و از سمت همه این محبت و توجه را ببیند ، بلافاصله با ورود به مهد و فضای بزرگ کلاس و انبوه همسالان با احساس سرخوردگی یا بی تفاوتی از سمت مربی و همسالانش روبرو می شود، زیرا توقع دارد مربی نیز همانگونه که در خانه به او توجه میشود به او نگاه و توجه کند و اینکار در محیط مهدکودک و مدرسه تقریبا غیر ممکن است.توجه بیش از اندازه به کودک برای او در بزرگسالی نیز مشکلات بسیاری به وجود خواهد آورد.اجازه دهید که کودک به تنهایی در اتاق بازی کند و چند دقیقه ای به سراغ او نروید.اگر شما را صدا زد بلافاصله جواب ندهید.آرامش خود را حفظ کنید و اجازه دهید که کودک خودش شما را پیدا کند.اگر به دستشویی و حمام می روید و کودک پشت در گریه میکند ، با بیرون آمدن از آنجا بلافاصله او را نوازش نکنید. بلافاصله بعد از اینکه از خواب بیدار شد و شما را صدا زد بالای سرش نروید.اگر در آشپزخانهیا حیاط و بالکن مشغول کاری هستید و کودک شما را صدا زد، بلافاصله جواب ندهید، باز هم آرامش خود را حفظ کنید،خودتان را سرگرم کاری کنید و اجازه دهید او خود به سراغ شما بیاید.شاید انجام این تکنیک ها در ابتدا برای شما یا پدر او سخت باشد اما به مرور باعث بالا رفتن اعتماد به نفس و احساس امنیت و عدم وابستگی بیش از حد در او خواهد شد.

در مهد کودک نیز مادر باید روزهای اول که به همراه کودک در محیط قرار میگیرد ، تمام ویژگیهای مادرانه اش را تعطیل کند و حضورش برای کودک کاملا حضور فیزیکی باشد تا کودک با مربیان ارتباط بهتری بگیرد و جذب شود . مادر نباید کودک را به سمت کلاس هول بدهد ،بلکه باید نشسته و کتابی به دست بگیرد و خود را مشغول مطالعه یا نوشتن مطلب مهمی نشان بدهد.اگر کودک به سمت مادر رفت و خواست به بغل او برود ،مادر در حالیکه سرش روی کاغذ یا کتاب است، به کودک بگوید دارم کتاب میخوانم یا مینویسم و با کودک ارتباط  چشمی و لمسی برقرار نکند.وقتی کودک ببیند که مادر مشغول انجام کار مهمی است و فرصتی برای او ندارد و در مقابل مربی ها به او به خوبی و مهربانی توجه و رفتار میکنند و او را به بازی و شادی دعوت میکنند، مطمئنا در آن لحظه مربی و فضای بازی را به مادر پر مشغله خود ترجیح خواهد داد و کم کم از مادر دور خواهد شد. یکی از شیوه های ترغیب کردن و تشویق کودکان برای رفتن به مهدکودک این است که میتوانید یک وسیله جالب تهیه کنید و در مورد جذابیت آن وسیله برای کودک با اشتیاق تعریف کنید و به او بگویید: فقط کسانی که به مهد کودک می روند می توانند از این وسیله استفاده کنند، زیرا کار کردن با این وسیله را در مهدکودک به بچه ها میاموزند. مثلا رنگ انگشتی یا هر رنگ و ابزار نقاشی که کودک ندارد را تهیه کنید و به کودک نشان دهید و در حالیکه در دست خودتان است به او بگویید وقتی که مهد بروی به شما یاد میدهند که چطور با استفاده از انگشتانت و این رنگ روی کاغذ نقاشی های زیبا بکشی.اما روی جلد این رنگها نوشته که فقط کودکانی که به مهدکودک میروند میتوانند از این رنگها استفاده کنند، زیرا مربی های مهربان در مهدکودک طرز کار با این رنگ را به کودکان یاد میدهند.حالا فردا صبح که به مهدکودک رفتی حتما مربی به شما طریقه نقاشی کردن با این رنگها را یاد میدهد. البته باید با مربی هم هماهنگ کنید که حنما روز بعد دقایقی از وقت خود را به آموزش نقاشی با رنگ انگشتی یا هر رنگی که شما برای کودک خود خریده اید،اختصاص بدهد.یا حتی برای او یک بلز بگیرید و به او بگویید که باید از مربی مهدکودک درمورد این بلز زیبا و جالب سوال کنی وبعد بلز را به صدا دربیاوری. در غیر اینصورت صدای بلز گوشخراش و بد است و همه را اذیت خواهد کرد.پشت جلدش هم نوشته که فقط کودکانی که به مهدکودک میروند میتوانند از بلز استفاده کنند. حالا فردا که به مهدکودک رفتی حتما مربی برایت توضیح و به تو یاد خواهد داد .این کار را نیز از قبل با مربی هماهنگ کنید که فردا چند دقیقه ای در محیط خارج از کلاس به کودک شما بلز را داده و طرز استفاده از آن را نیز تا حدودی برایش توضیح دهد. لازم نیست که حتما مربی یک نوازنده حرفه ای ارف باشد یا سریعا نت ها را به فرزند شما بیاموزد.همینکه کمی به آرامی روی بلز زده و وانمود کند که دارد به کودک میاموزد کافیست.حتی اگر اینکار بیش از یک یا دو دقیقه طول نکشد.یادتان باشد که بردن بلز به داخل کلاس ممکن است باعث همهمه بچه ها و اختلاف آنها بر سر همان یک بلز شود. بنابراین مربی معمولا هدیه ای که میخواهد به کودک جهت تشویق او برای به رفتن به مهد بدهد را بیرون از کلاس و دور از چشم سایر کودکان به او میدهد.با این روش شما روی موارد مثبتی که در مهدکودک رخ میدهد و کارهای هیجان انگیز و جالبی که در مهدکودک یاد خواهد گرفت متمرکز شده اید و تصویر خوبی از مهد برای او میسازید.جوریکه حتی ممکن است با اشتیاق یادگرفتن استفادهاز بلز و رنگ انگشتی صبح زود از خواب بیدار شده و آماده رفتن به مهدکودک شود.

قبل از اینکه کودک را به مهد بیاورید زیاد مهدکودک را برای او بزرگ نکنید و مدام از مهدکودک نگویید.صحبت کردنهای بیش از حد از مهدکودک نیز گاهی اوقات نتیجه برعکس میدهد و به کودک حس اضطراب را انتقال میدهد.مهدکودک یک جای طبیعی، یک چیز معمولی و یک قانون برای همه کودکان در همه جای دنیاست.دقیقا مثل مدرسه…  بنابراین این مسئله را برای او و خودتان زیاد بزرگ و پیچیده نکنید.او را با آرامش به مهد بیاورید، با آرامش و در عین حال قاطعیت از او خداحافظی کنید و زمانی هم که به دنبال او میایید با آرامش برخورد کنید و در ابراز احساسات افراط نداشته باشید. جوری وانمود کنید که انگار همه چیز عادی است وطبق رسم و برنامه به پیش میرود.گاهی وقتها حتی مربیان وپرسنل مهد این اضطراب را ندانسته و از روی محبت، با برخوردهای افراطی خود به کودک منتقل میکنند. مربی برای اینکه کودک را به خود جذب کند، ممکن است آنقدر احساسات شدید و افراطی به خرج بدهد یا بلند و پرهیجان صحبت کند که کودک بیشتر بترسد و موضع بگیرد…

بنابراین آرامش و رفتارهای طبیعی هم برای والدین و هم پرسنل مهد و مربی جزو اولین اصول جذب کودک و علاقمند کردن او به یک محیط است. محیطی که معمولی، آرام و شاد است و همه سعی در بزرگ جلوه دادن هر کار وافراط در احساسات ندارند.بخصوص اینکه کودکان بخوبی احساسات افراطی یا غیرواقعی ما را تشخیص خواهند داد… مربی باید با قصه گویی جذاب ، نقاشی و کاردستی خلاقانه، نمایش عروسکی، مسابقه های هیجان انگیز و اینطور برنامه ها کودک را به شرکت در کلاس و حضور در جمع همسالانش جذب کند، در غیر اینصورت ساعتها هم که با کودک حرف بزند و قربان صدقه اش برود و از جالب و جذاب بودن برنامه های مهد بگوید،کودک قانع و آرام نخواهد شد،بلکه فقط اجرای یک برنامه هیجان انگیز وشاد کافی است تا کودک خود به خود برای دقایقی حضور یا عدم حضور مادر را حس نکند و توجه اش به فعالیت شادی بخش جلب شود.

یکی از عواملی که اضطراب جدایی را تا حدی زیادی کاهش می دهد این است که از اشخاصی به غیر از والدین درجه یک و اقوام نزدیک بخواهیم که هرازگاهی از کودک برای دقایقی مراقبت و نگهداری کنند و کودک زمانهایی کوتاه بتواند دورشدن از مادر را تجربه کند.این کار بخصوص اگر برای کودک به همراه شادی و جذابیت باشد، به او کمک میکند تا کم کم به سایر بزرگسالان اعتماد کند.

کودک را در محیط هایی قرار دهید که با همسالان خود و سایر کودکان در ارتباط باشد و شما نیز سعی کنید به عنوان یک پدر و مادر با کودکان دیگر حال و احوال پرسی کرده و نام آنها را بپرسید، خودتان و فرزندانتان را به آنها معرفی کنید تا کودک شما بتواند ارتباط شما با سایر همسالانش را ببیند و آنها را بهتر بپذیرد .کودک خود را به ارتباط با همسالانش تشویق کنید. فرصت تجربه بازیهای گروهی را به او بدهید و اگر او جلو نرفت، خودتان وارد بازی با کودکان شوید و بگذارید تا او تماشاچی باشد. بازی ،شادی و خنده شما با کودکان اورا غیر مستقیم به بودن در جمع و ارتباطات اجتماعی ترغیب خواهد کرد.

 به خاطر داشته باشید که هرگز کودک را به زور وارد جمع همسالان نکنید، بلکه شرایط و محیط را جوری فراهم کرده و شاد و جذاب کنید که او خود تشویق به پیوستن به جمع شود.(اگر میتوانید کودک خود را به کودکان دیگر که در آن محیط هستند معرفی کنید و بازی و تفریح خاصی با آ نها ترتیب دهید)

روزهای اول بیش از 20 دقیقه و روزی های بعد بیش از یک ساعت کودک را در مهد تنها نگذارید و بلافاصله بعد از گذشت این زمان از مربی خداحافظی کرده و به او یاداوری کنید که وقت رفتن است و او را به خانه ببرید.حتی اگر کودک برای ماندن مشکلی نداشت و مشغول بازی بود باز سعی کنید که او را برای خداحافظی و رفتن به خانه آماده کنید تا قبل از خسته و کسل شدن مهد را ترک کند.این کار باعث میشود که کودک قبل از خسته شدن و با یک خاطره خوب از یک فعالیت و بازی سرگرم کننده مهد را ترک کند و روز بعد با اشتیاق ادامه دادن به همان بازی و فعالیت به مهد بیاید. برای اینکار در روزهای اول با مربی ساعت برنامه های کلاس را چک کنید تا مطمئن شوید که در چه ساعتی کودکان فعالیتهای جالب و سرگرم کننده ای دارندتا کودک تجربه مثبتی از همان زمان کوتاه بودن در مهد با خود به خانه ببرد…

خیلی از کودکان پیش دبستانی ممکن است روزهای اول جدایی از والدین معنی جمله زود میام دنبالت را نفهمند .بنابراین و اگر دایره لغات و جملات اومحدود است فقط کافیست که قبل از شروع گریه و بهانه گیری به چشمهایش نگاه کنید مهربان اما قاطعانه و با صدای رسا و دلگرم کننده بگویید: من زود میام. یا : من زود برمیگردم و میام. خداحافظ. و سپس بلافاصله بروید… و واقعا هم زود برگردید.(با هماهنگی و مشورت مسئول بخش و مربی و هر زمان که آنها گفتند) با او خداحافظی کنید تا نسبت به شما بی اعتماد نشود.

بعد از گفتن کلمه خداحافظی دیگر در رفتن تعلل نکنید. به پشت سر نگاه نکنید و دودلی به دل راه ندهید.مطمئن باشید که کودک شما پس از چند ثانیه یا چند دقیقه آرام میشود و این کار شما او را برای ورود به اجتماع و موفقیت های آینده آماده خواهد کرد.پس صبور باشید و شک و دودلی به خودراه ندهید. البته با مسئول بخش و مربی از طریق تلفن در ارتباط باشید که اگر گریه ها و بهانه گیریاو بیش از حد افراطی و طولانی شد بعد از چند دقیقه و البته با مشورت آنها(مسئولین بخش)به محیط بازگردید.برای او هدیه بگیرید و به او اطمینان دهید موقعی که به دنبالش میروید هدیه خوبی که دوست دارد را به او میدهید.این کار اولا به او این اطمینان را میدهد که شما باز خواهید گشت و دوما هدیه خوبی در انتظارش است.حتما در زمان تعیین شده برای برگرداندن کودک به مهد بروید و اجازه ندهید که بیش از اندازه در انتظار شما بماند. برخی از والدین زمانی که گریه و التماس کودک خود را میبینند و یا زمانی که با حالات ناخوشایند او مواجه میشوند، از روی محبت و دلسوزی کودک را به منزل باز میگردانند .این رفتار به بهتر شدن شرایط کودک کمک نخواهد کرد بلکه اورا وابسته تر میکند.این تفکر که مهد جنبه رسمی ندارد و هر وقت بخواهیم میتوانیم به کودک تعطیلی بدهیم و یا با کوچکترین ناراحتی به نرفتن او به مهد رضایت بدهیم را از خود دور کنید.

هنگام خداحافظی با کودک اضطراب و نگرانی نداشته باشید. کودکان احساسات والدین را به خوبی از چشمهای آنها دریافت می کنند. کودکان میتوانند نگرانی را در چهره شما تشخیص دهند .حتی اگر شما وانمود کنید که نگران نیستند ،آنها متوجه نگرانی و اضطراب در شما می شوند.پس یاد بگیرد که چطور اضطراب خود را کنترل کنید ،نفس عمیق بکشید (جلوی آینه تمرین کنید تا بتوانید چهره آرامی داشته باشید) در اینجا باز هم یاداور میشویم که باید او را به راحتی ببوسید و با خوشرویی اما راسخ و قاطع از او خداحافظی کنید.مراسم خداحافظی و ترک کودک را نیز خیلی طولانی و با احساس نکنید.بر احساسات دلسوزانه خود غلبه کنید و واقعا از محیط دور شوید و تا زمان که باید او را به خانه برگردانید به محیط بازنگردید.همچنین نباید کودک را دزدکی ویواشکی ترک کرد.

احساسات و اضطراب کودک را سرزنش و شماتت نکنید و به تمسخر نگیرید.وانمود نکنید که ترس و نگرانی او بی مورد است. ممکن است ترس و اضطراب کودک از دید والدین و اطرافیان غیر منطقی و بی اهمیت به نظر برسد،ولی برای خود کودک بسیار واقعی و ملموس است و به درک و همدلی اطرافیان نیاز دارد.به کودک بگویید که او را درک میکنید و میفهمید که چقدر سخت است انسان از کسی که دوستش دارد دور شود.اما برایش از خاطرات و تجربه های خودتان در هنگام رفتن به مهدکودک تعریف کرده و روی خاطرات جذاب و هیجان انگیز تاکید کنید. برای او تعریف کنید که وقتیکه شما هم کودک بودید و برای اولین بار میخواستید به مهدکودک بروید همین حس را داشتند اما بعد از اینکه وارد مهد شدید،دوستان زیادی پیدا کردید و این حس از بین رفت. برایش توضیح دهید که رفتن به مهدکودک در همه جای دنیا برای همه بچه ها لازم است و بچه ها وقتیکه بزرگ میشوند باید چند ساعت در روز به مهدکودک و مدرسه بروند.

والدین هرگز نباید به کودک جملات از این قبیل بگویند: سردرد گرفتم. تو آخر من رو میکشی. دوستت ندارم. از دستت مریض شدم. من بچه بی ادب نمیخوام و غیره… این جملات باعث اضطراب بیشتر در کودک می شوند.

مطمئن شوید که فرزندتان می تواند رفتارهایی که در مهدکودک از او انتظار می رود را به درستی انجام دهد. برای مثال خودش غذا بخورد، کفشش را دربیاورد و بپوشد، وقتی از او سوال میپرسند،جواب دهد و حرف بزند. اسم و فامیل خودش را بگوید. به این صورت خود او در محیط جدید مهدکودک احساس راحتی بیشتری می کند.

قصه درمانی هم یکی از روش های از بین بردن ترس و اضطراب و عادت های بد و جایگزین کردن عادت های خوب در کودکان است. کودک با تخیل و تصور خود وارد قصه شده و با شخصیت های داستان همزادپنداری می کند و تمام احساسات و تجربیات آنها را تجربه می کند.در بازی های خود با ایفای نقش جدایی را با کودک تمرین کنید یا قصه های را در مورد کودکی که به مهد می رود و در آنجا دوستان جدیدی پیدا کرده و بازیهای جدید و فعالیت های جالبی را میاموزد بگویید.

پایان

دیدگاهتان را بنویسید